پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو

سلطان باهو

غزلیات

۵۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ حب دنیا راس آمد کل خطاء
  2. شمارهٔ ۲ با جام باده ساقی، فی الصبح مرحبا
  3. شمارهٔ ۳ ایا والی معلی کن وفاداران خود ها را
  4. شمارهٔ ۴ نیست کس محرم که پیغامم رساند یار را
  5. شمارهٔ ۵ از ذات حق تعالی اعلام بی نوا را
  6. شمارهٔ ۶ من من مگو تو من من، هی هوی گویی ها ها
  7. شمارهٔ ۷ کارها این مشکل است این کارها
  8. شمارهٔ ۸ بارها گفتم ترا دل بارها
  9. شمارهٔ ۹ تارها زلفش چو دیدم مارها
  10. شمارهٔ ۱۰ لن ترانی گر رسد گردن متاب
  11. شمارهٔ ۱۱ ز دنیا تو ترک گیر که راس العبادت است
  12. شمارهٔ ۱۲ پیش جانان گر بمیرم تا سزاواری مراست
  13. شمارهٔ ۱۳ صوفی بصدق دل نشوی تاصفا کجاست
  14. شمارهٔ ۱۴ یاران ز تو پرسم که مرا یار کجاست
  15. شمارهٔ ۱۵ مبتلا در عشق گشتم، صبر ما یاران کجاست
  16. شمارهٔ ۱۶ کفر اول را ندانی راه چیست
  17. شمارهٔ ۱۷ با دوست دلنواز سخن جز وصال چیست
  18. شمارهٔ ۱۸ یاران صد هزار ولی یار ما یکی ست
  19. شمارهٔ ۱۹ آشکار ست، عشق، پنهان نیست
  20. شمارهٔ ۲۰ یاران ره عشق بجز جور و جفا نیست
  21. شمارهٔ ۲۱ می‌نالم از عشق تو، جان را خبری نیست
  22. شمارهٔ ۲۲ چو اینما تولوا شد قبلهٔ حقیقت
  23. شمارهٔ ۲۳ و هو معکم اینما کنتم نگر
  24. شمارهٔ ۲۴ حق تعالی بالیقین حاضر نگر
  25. شمارهٔ ۲۵ خود پرستی را ندانی ای پسر
  26. شمارهٔ ۲۶ طور سینا چیست، دانی بی خبر
  27. شمارهٔ ۲۷ خود پرستی چون ندانی بی خبر
  28. شمارهٔ ۲۸ از خدا خواه هر چه خواهی یار
  29. شمارهٔ ۲۹ نهایت نیست راه عشق را یار
  30. شمارهٔ ۳۰ تعالی الله چه زیبا روی دلدار
  31. شمارهٔ ۳۱ وه چه نیکو روی جانان دلپذیر
  32. شمارهٔ ۳۲ تجوع ترانی تجرد تصل
  33. شمارهٔ ۳۳ بر رُخش زیبا چو دیدم نقش و خال
  34. شمارهٔ ۳۴ طور سینا گشت موسی را مقام
  35. شمارهٔ ۳۵ انما اموالکم و اولاد کم فتنه تمام
  36. شمارهٔ ۳۶ به بازی عشق می‌بازم، سر بازار سر بازم
  37. شمارهٔ ۳۷ ببازی عشق میبازم، دل و جان را فدا سازم
  38. شمارهٔ ۳۸ بیا ای عشقِ جان‌سوزان که من خود را به تو سوزم
  39. شمارهٔ ۳۹ آمد خیالی در دلم، این خرقه را بر هم زنم
  40. شمارهٔ ۴۰ تارها زنار در گردن کنم
  41. شمارهٔ ۴۱ می‌نمایی خویش را صوفی منم
  42. شمارهٔ ۴۲ آشفته دل خویش درین دار فنائیم
  43. شمارهٔ ۴۳ عمریست در طریق تو جان را که دم زدیم
  44. شمارهٔ ۴۴ به هر حالی جمال الله جویم
  45. شمارهٔ ۴۵ دنیاست عین جیفه، کلابند طالبان
  46. شمارهٔ ۴۶ ثبتوا اقدامکم ای سالکان
  47. شمارهٔ ۴۷ قلب مومن مراة الرحمن یقین
  48. شمارهٔ ۴۸ به هردم از غمش هیها ولی یاری‌ست بی‌پرواه
  49. شمارهٔ ۴۹ الا ای یار فرزانه بیا با ما به میخانه
  50. شمارهٔ ۵۰ یقین دانم درین عالم که لا معبود الا ھُو
  51. شمارهٔ ۵۱ دل را ز درد دوری صد وجه بیقراری
  52. شمارهٔ ۵۲ کفر اول می شناسد هر کسی
  53. شمارهٔ ۵۳ خدایا کن تو بر من مهربانی
  54. شمارهٔ ۵۴ از من هزار من شد هی هی هزارهی هی

متن اشعار به نقل از گنجور.