پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۱

حب دنیا راس آمد کل خطاء

تا نه پنداری که این باشد عطاء

کی عطا باشد که باشد بی بقا

بی بقا را تا نگوئی خود عطاء

با قلیل الفهم گر گوید کسی

این عطا هرگز مگو، باشد خطاء

بسته دل با وی نشاید مطلقا

بستگی دل با خطا باشد خطاء

یار با وی دوستی هرگز مکن

لا تقل هذا عطا الا خطاء

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ایا والی معلی کن وفاداران خود ها را
  2. شمارهٔ ۴نیست کس محرم که پیغامم رساند یار را
  3. شمارهٔ ۵از ذات حق تعالی اعلام بی نوا را
  4. شمارهٔ ۶من من مگو تو من من، هی هوی گویی ها ها
  5. شمارهٔ ۷کارها این مشکل است این کارها
  6. شمارهٔ ۸بارها گفتم ترا دل بارها
  7. شمارهٔ ۹تارها زلفش چو دیدم مارها
  8. شمارهٔ ۱۰لن ترانی گر رسد گردن متاب
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.