پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۸

بارها گفتم ترا دل بارها

گرد این هرگز مگرد این کارها

تو نه ء واقف ز درد دلبران

عشق آسان نیست، مشکل کارها

بوالهوس گر رو بر راهش آورد

می‌خلد در پای‌هایش خارها

جای آسایش ندیدی ای دلا

بالیقین دان شعله‌های نارها

دم زدن در راه عشق یار نیست

پاره شو در راه او صد پارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰لن ترانی گر رسد گردن متاب
  2. شمارهٔ ۱۱ز دنیا تو ترک گیر که راس العبادت است
  3. شمارهٔ ۱۲پیش جانان گر بمیرم تا سزاواری مراست
  4. شمارهٔ ۱۳صوفی بصدق دل نشوی تاصفا کجاست
  5. شمارهٔ ۱۴یاران ز تو پرسم که مرا یار کجاست
  6. شمارهٔ ۱۵مبتلا در عشق گشتم، صبر ما یاران کجاست
  7. شمارهٔ ۱۶کفر اول را ندانی راه چیست
  8. شمارهٔ ۱۷با دوست دلنواز سخن جز وصال چیست
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.