پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۷

کارها این مشکل است این کارها

زارها باید دل خود زارها

تا زمین دل نگردد لایقش

کی برآید از گلی گلزارها

دل ز دستم رفت جانم شد خراب

تار زلفش چونکه دیدم مارها

بر مراد کس نه گردد هیچ چیز

تا چه سازند عاشقان بیچارها

یار باید جان فدا خود کرد نیست

غیر جان دادن ندیدم چارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹تارها زلفش چو دیدم مارها
  2. شمارهٔ ۱۰لن ترانی گر رسد گردن متاب
  3. شمارهٔ ۱۱ز دنیا تو ترک گیر که راس العبادت است
  4. شمارهٔ ۱۲پیش جانان گر بمیرم تا سزاواری مراست
  5. شمارهٔ ۱۳صوفی بصدق دل نشوی تاصفا کجاست
  6. شمارهٔ ۱۴یاران ز تو پرسم که مرا یار کجاست
  7. شمارهٔ ۱۵مبتلا در عشق گشتم، صبر ما یاران کجاست
  8. شمارهٔ ۱۶کفر اول را ندانی راه چیست
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.