پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

مبتلا در عشق گشتم، صبر ما یاران کجاست

سخت بیماریست در جان مرهم جانان کجاست

من ز سوز هجر او خون گریه کردم روز و شب

طاقت دوری ندارم، شاه غمخواران کجاست

از برای دیدن رخ ماه وش دلدار خویش

شوق در جانم بسی آن ماه مشتاقان کجاست

اشتیاق از حد گذشته جانب جانان ما

وصل جانان کی شود آن گلشن شاهان کجاست

ماسوی المحبوب شوقی نیست در جان مرا

گلرخ و سیمین تن و آن نرگس مستان کجاست

این نهال بدن من از تشنگی گشت ست خشک

جوی دهانم خشک گشته، آن ابر باران کجاست

گرد کویش گریه کرده یار بهر یار خویش

لب لسانم خشک گشته بحر بی‌پایان کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷با دوست دلنواز سخن جز وصال چیست
  2. شمارهٔ ۱۸یاران صد هزار ولی یار ما یکی ست
  3. شمارهٔ ۱۹آشکار ست، عشق، پنهان نیست
  4. شمارهٔ ۲۰یاران ره عشق بجز جور و جفا نیست
  5. شمارهٔ ۲۱می‌نالم از عشق تو، جان را خبری نیست
  6. شمارهٔ ۲۲چو اینما تولوا شد قبلهٔ حقیقت
  7. شمارهٔ ۲۳و هو معکم اینما کنتم نگر
  8. شمارهٔ ۲۴حق تعالی بالیقین حاضر نگر
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.