پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

یاران صد هزار ولی یار ما یکی ست

غمخوار کس ندیدم دلدار ما یکی ست

من اُنس کس نگیرم، جز دوست آن حقیقی

گر هم انیس بامن زان اُنس ما یکی ست

گر رشة ءِ گسته شود از هزار ستم

از کس وفا ندیدم دلدار ما یکی ست

بس آزموده کردم با دلبران هر یک

با کی ز کس ندارم، مشکل بما یکی ست

باری وفا ندیدم ز یاران صد هزار

زان رو دلم گسیخت که غمخوار ما یکی ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰یاران ره عشق بجز جور و جفا نیست
  2. شمارهٔ ۲۱می‌نالم از عشق تو، جان را خبری نیست
  3. شمارهٔ ۲۲چو اینما تولوا شد قبلهٔ حقیقت
  4. شمارهٔ ۲۳و هو معکم اینما کنتم نگر
  5. شمارهٔ ۲۴حق تعالی بالیقین حاضر نگر
  6. شمارهٔ ۲۵خود پرستی را ندانی ای پسر
  7. شمارهٔ ۲۶طور سینا چیست، دانی بی خبر
  8. شمارهٔ ۲۷خود پرستی چون ندانی بی خبر
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.