پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

حق تعالی بالیقین حاضر نگر

چند ریزی از درون خون جگر

قرب حق نزدیک من حبل الورید

تو جمالش را نه بینی بی بصر

چون حجاب ما و من آمد میان

زان سبب بینی بیابان بیشتر

وادی ای، طی کُن زخود نزدیک آ

منزل جانان به جان خود نگر

یار دلبر خود زخود نزدیک دان

هان مشو از قرب جانان بی خبر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶طور سینا چیست، دانی بی خبر
  2. شمارهٔ ۲۷خود پرستی چون ندانی بی خبر
  3. شمارهٔ ۲۸از خدا خواه هر چه خواهی یار
  4. شمارهٔ ۲۹نهایت نیست راه عشق را یار
  5. شمارهٔ ۳۰تعالی الله چه زیبا روی دلدار
  6. شمارهٔ ۳۱وه چه نیکو روی جانان دلپذیر
  7. شمارهٔ ۳۲تجوع ترانی تجرد تصل
  8. شمارهٔ ۳۳بر رُخش زیبا چو دیدم نقش و خال
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.