پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

از خدا خواه هر چه خواهی یار

زانکه او جمله را برآرد کار

کیست کو غیر او که داند سوز

بخدا گو که عالم الاسرار

واحد لایزال حق موجود

کل شی ء هلاک خواهی یار

عارفان گفته اند در ره عشق

صبر باید ترا دگر بگزار

بگذر ای یار زین مقام فنا

روی خود را تو در بقای بیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰تعالی الله چه زیبا روی دلدار
  2. شمارهٔ ۳۱وه چه نیکو روی جانان دلپذیر
  3. شمارهٔ ۳۲تجوع ترانی تجرد تصل
  4. شمارهٔ ۳۳بر رُخش زیبا چو دیدم نقش و خال
  5. شمارهٔ ۳۴طور سینا گشت موسی را مقام
  6. شمارهٔ ۳۵انما اموالکم و اولاد کم فتنه تمام
  7. شمارهٔ ۳۶به بازی عشق می‌بازم، سر بازار سر بازم
  8. شمارهٔ ۳۷ببازی عشق میبازم، دل و جان را فدا سازم
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.