پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

ز دنیا تو ترک گیر که راس العبادت است

آری عبادت است ولیکن عنایت است

آنها که تَرک کرد ز اهل عِنایت اند

آن مَردِ حق شناس که اهل قناعت است

عارف بگرد دُنیا ای جان کجا بگردد

آنکس که ترک کرد از اهل سعادت است

دنیا درین جهان چو مردار منجلاب است

هر کس گرفت باخود زهر این کفایت است

آنکس که میل کرد بهمت تمام خویش

بختش به بین تو یاور ز اهل سعادت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳صوفی بصدق دل نشوی تاصفا کجاست
  2. شمارهٔ ۱۴یاران ز تو پرسم که مرا یار کجاست
  3. شمارهٔ ۱۵مبتلا در عشق گشتم، صبر ما یاران کجاست
  4. شمارهٔ ۱۶کفر اول را ندانی راه چیست
  5. شمارهٔ ۱۷با دوست دلنواز سخن جز وصال چیست
  6. شمارهٔ ۱۸یاران صد هزار ولی یار ما یکی ست
  7. شمارهٔ ۱۹آشکار ست، عشق، پنهان نیست
  8. شمارهٔ ۲۰یاران ره عشق بجز جور و جفا نیست
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.