پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

پیش جانان گر بمیرم تا سزاواری مراست

زانکه شیوه دوستی جز دوستان مردن خطاست

یار را باید که خون ریزد به پیش دوستان

تابزیر چشم بیند یار کین یار مراست

غیر هرگز نیست باهُو در جهان جمله که اوست

این حقیقت راس را جز دوستان فهم کراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴یاران ز تو پرسم که مرا یار کجاست
  2. شمارهٔ ۱۵مبتلا در عشق گشتم، صبر ما یاران کجاست
  3. شمارهٔ ۱۶کفر اول را ندانی راه چیست
  4. شمارهٔ ۱۷با دوست دلنواز سخن جز وصال چیست
  5. شمارهٔ ۱۸یاران صد هزار ولی یار ما یکی ست
  6. شمارهٔ ۱۹آشکار ست، عشق، پنهان نیست
  7. شمارهٔ ۲۰یاران ره عشق بجز جور و جفا نیست
  8. شمارهٔ ۲۱می‌نالم از عشق تو، جان را خبری نیست
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.