پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

لن ترانی گر رسد گردن متاب

رب ارنی گو تو باری شو شتاب

دوست با تو دوستی دارد کمال

هان مترس از وی که آید این عتاب

کس نداند سر معشوقان که چیست

واقف اسرار شو، گردن متاب

رمز عاشق ناز محبوبان نگر

از عتاب دوستان باشد خطاب

یار در ره عشق بازی چشم باز

رو تجلی حق نگر، چون آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲پیش جانان گر بمیرم تا سزاواری مراست
  2. شمارهٔ ۱۳صوفی بصدق دل نشوی تاصفا کجاست
  3. شمارهٔ ۱۴یاران ز تو پرسم که مرا یار کجاست
  4. شمارهٔ ۱۵مبتلا در عشق گشتم، صبر ما یاران کجاست
  5. شمارهٔ ۱۶کفر اول را ندانی راه چیست
  6. شمارهٔ ۱۷با دوست دلنواز سخن جز وصال چیست
  7. شمارهٔ ۱۸یاران صد هزار ولی یار ما یکی ست
  8. شمارهٔ ۱۹آشکار ست، عشق، پنهان نیست
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.