پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۶

من من مگو تو من من، هی هوی گویی ها ها

ها ها و های هی هی، هُو های های ها ها

اسرار کس نداند، این های هوی هی را

واقف کسی نگردد هی هوی های ها ها

شوق دلم نداند، هی هی چه چاره سازم

از خود چرا براندی، هی هوی های ها ها

دانی تو درد دل را، جز تو کسی نداند

جز تو به کس نگویم، هی هوی های ها ها

یاری غزل بخواند، حالش دگر نه داند

لیکن ز در براندی، هی هوی های ها ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸بارها گفتم ترا دل بارها
  2. شمارهٔ ۹تارها زلفش چو دیدم مارها
  3. شمارهٔ ۱۰لن ترانی گر رسد گردن متاب
  4. شمارهٔ ۱۱ز دنیا تو ترک گیر که راس العبادت است
  5. شمارهٔ ۱۲پیش جانان گر بمیرم تا سزاواری مراست
  6. شمارهٔ ۱۳صوفی بصدق دل نشوی تاصفا کجاست
  7. شمارهٔ ۱۴یاران ز تو پرسم که مرا یار کجاست
  8. شمارهٔ ۱۵مبتلا در عشق گشتم، صبر ما یاران کجاست
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.