پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۵

از ذات حق تعالی اعلام بی نوا را

گر عاشق تو مائی، کن ترک ماسوی را

ماذات ذوالجلالیم و از کبریا کمالیم

ما شاه با عطائیم از ما بجو تو مارا

من ذات بی نشانم، فارغ ز این و آنم

کس را غمی ندارم، غمخوار باش مارا

من با تو مهربانم، بس شوق با تو دارم

ذوق دگر ندارم، جز قرب تو گدا را

گر شوق وصل داری، باما بکن تو زاری

جز ما مجو تو یاری، خود یار باش مارا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷کارها این مشکل است این کارها
  2. شمارهٔ ۸بارها گفتم ترا دل بارها
  3. شمارهٔ ۹تارها زلفش چو دیدم مارها
  4. شمارهٔ ۱۰لن ترانی گر رسد گردن متاب
  5. شمارهٔ ۱۱ز دنیا تو ترک گیر که راس العبادت است
  6. شمارهٔ ۱۲پیش جانان گر بمیرم تا سزاواری مراست
  7. شمارهٔ ۱۳صوفی بصدق دل نشوی تاصفا کجاست
  8. شمارهٔ ۱۴یاران ز تو پرسم که مرا یار کجاست
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.