پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۲

با جام باده ساقی، فی الصبح مرحبا

بالعین انتظارم، الوصل مرحبا

کس نیست همچو من که اسیر مجستم

محنت بسی کشیدم یا نور مرحبا

در دل خیال وصلت، در راه انتظار

شب و روز بی‌قرارم محبوب مرحبا

کس نیست یار ما که بنوشد شراب عشق

با ما بده تو باده با جام مرحبا

جان را ز درد دوری غم‌ها بسی رسید

دل و جان فدای بادا مطلوب مرحبا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴نیست کس محرم که پیغامم رساند یار را
  2. شمارهٔ ۵از ذات حق تعالی اعلام بی نوا را
  3. شمارهٔ ۶من من مگو تو من من، هی هوی گویی ها ها
  4. شمارهٔ ۷کارها این مشکل است این کارها
  5. شمارهٔ ۸بارها گفتم ترا دل بارها
  6. شمارهٔ ۹تارها زلفش چو دیدم مارها
  7. شمارهٔ ۱۰لن ترانی گر رسد گردن متاب
  8. شمارهٔ ۱۱ز دنیا تو ترک گیر که راس العبادت است
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.