پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

دنیاست عین جیفه، کلابند طالبان

این قول واضح است ز نبی آخرالزمان

از بهر جیفه محنت، در وی چرا کشی

توکل تو بر خدا کن هُو الله است مهربان

بی رنج و محنت تو چو روزی دهد خدا

جیفه است پی جیفه چه گردی تو چون سگان

هان سگ نه‌ای تو انسان، پی جیفه چیست غم

انسان انیس حق شو، حق را به حق رسان

غو غو سگی مکن تو درین دار الفناء

این جیفه حرامست سگی را به سگ رسان

ای یار بهر جیفه تو دندان چو سگ مزن

این جیفه حرام است چو غدود قصابگان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷قلب مومن مراة الرحمن یقین
  2. شمارهٔ ۴۸به هردم از غمش هیها ولی یاری‌ست بی‌پرواه
  3. شمارهٔ ۴۹الا ای یار فرزانه بیا با ما به میخانه
  4. شمارهٔ ۵۰یقین دانم درین عالم که لا معبود الا ھُو
  5. شمارهٔ ۵۱دل را ز درد دوری صد وجه بیقراری
  6. شمارهٔ ۵۲کفر اول می شناسد هر کسی
  7. شمارهٔ ۵۳خدایا کن تو بر من مهربانی
  8. شمارهٔ ۵۴از من هزار من شد هی هی هزارهی هی
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.