پرش به محتوای اصلی
سلطان باهو سلطان باهو

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

ثبتوا اقدامکم ای سالکان

راه ملامتها بجو ای صادقان

کس نجوید غیر صادق راه چنین

دائما خوش باش باهم مفلسان

مفلسان را توشه ء خود مفلسی ست

صادقان آیند درین راه خونفشان

زاهد و عابد ز دنیا در گذشت

همت عارف مکان تا لامکان

جود عارف را ببین اندر طریق

خود فنا گردد به یاری بی نشان

یار سر بازی بکن در راه عشق

زانکه سر بازیست بازی عاشقان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸به هردم از غمش هیها ولی یاری‌ست بی‌پرواه
  2. شمارهٔ ۴۹الا ای یار فرزانه بیا با ما به میخانه
  3. شمارهٔ ۵۰یقین دانم درین عالم که لا معبود الا ھُو
  4. شمارهٔ ۵۱دل را ز درد دوری صد وجه بیقراری
  5. شمارهٔ ۵۲کفر اول می شناسد هر کسی
  6. شمارهٔ ۵۳خدایا کن تو بر من مهربانی
  7. شمارهٔ ۵۴از من هزار من شد هی هی هزارهی هی
همه‌ی غزلیات ←

سلطان باهو درباره‌ی سلطان باهو

سلطان باهو (۱۰۳۹ - ۱۱۰۲ ه ق) از عارفان صوفی مسلک هند در سدهٔ دوازدهم متعلق به طریقهٔ سروریهٔ قادریه بود. او در قلعه شورکوت در ایالت جَهنْگ (استان پنجاب در پاکستان) زاده شد. وی به ند، کابل، بغداد، مصر، شام، عربستان و روم سفر کرد و در طول سفرهای خود به تعلیم و تعلم مشغول بود. از وی ۱۳۹ اثر عرفانی و مذهبی به زبان فارسی و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.