فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ - مس قلب در خور اکسیر دل به تدبیر بر آن زلف چو زنجیر افتاد
- شمارهٔ ۲ - بوسه و جان دلم ز کف سر زلف تو را رها نکند
- شمارهٔ ۳ - قافله سالار دل تا گرفتار بدان طره طرار شدم
- شمارهٔ ۴ - بلای هجر بلای هجر تو تنها همان برای من است
- شمارهٔ ۵ - راز دل از غم هجر تو روزگار ندارم
- شمارهٔ ۶ - خم دو طره خَمِ دو طُرّهٔ طَرّارِ یار یکدله بین
- شمارهٔ ۷ - درد عشق جز سر زلف تو دل را سر و سامانی نیست
- شمارهٔ ۸ - اندیشه وصل از سر کوی تو یک چند سفر باید کرد
- شمارهٔ ۹ - سفر بی خبر بیخبر از سر کوی تو سفر خواهم کرد
- شمارهٔ ۱۰ - هاله زلف ز زلف بر رخ همچون قمر نقاب انداخت
- شمارهٔ ۱۱ - گیسوی نگار می از اندازه فزونش بده ای ساقی بزم
- شمارهٔ ۱۲ - شکنج طره شکنجِ طُرّهٔ زلفت شکن شکن شده است
- شمارهٔ ۱۳ - خوشی به گریه فتادم از نظر آن لحظهای که دور شدم
- شمارهٔ ۱۴ - شرمسار دیده خسته از دست روزگار شدم
- شمارهٔ ۱۵ - عوض اشک عوض اشک ز نوک مژه خون میآید
- شمارهٔ ۱۶ - مرا هجرت کشد مرا هجرت کشد آخر نهانی
- شمارهٔ ۱۷ - مراد دل گر مراد دل خود حاصل از اختر نکنم
- شمارهٔ ۱۸ - حکایت هجران سزد بر اوج فلک، سرکشی کند سر من
- شمارهٔ ۱۹ - وادی عشق وادی عشق چو راه ظلمات آسان نیست
- شمارهٔ ۲۰ - مرگ دوست به مرگ دوست مرا میل زندگانی نیست؟
- شمارهٔ ۲۱ - غم چشم به رغم چشم تو بیپا من از شراب شدم
- شمارهٔ ۲۲ - غم تن مرا که نیست غم تن چه قید پیرهن است
- شمارهٔ ۲۳ - عهد با جانان! من این جانی که دارم عهد با جانان خود کردم
- شمارهٔ ۲۴ - بمیرم یا نمیرم باز ز ابروی کمان و نوک مژگان زد به تیرم
- شمارهٔ ۲۵ - دست به دامان! گر رسد دست من به دامانش
- شمارهٔ ۲۶ - پیام آزادی پیام دوشم از پیرِ میْفروش آمد
- شمارهٔ ۲۷ - ناله مرغ نالهٔ مرغِ اسیر این همه بهرِ وطن است
- شمارهٔ ۲۸ آورد بوی زلف توام باد زنده باد
- شمارهٔ ۲۹ - لباس مرگ لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست
- شمارهٔ ۳۰ - جور! جور این قدر به یک تن تنها نمیشود
- شمارهٔ ۳۱ - خیال عشق خیال عشق تو از سر به در نمیآید
- شمارهٔ ۳۲ - دل خوار کرد دل خوار کرد در بر هر خار و خس مرا
- شمارهٔ ۳۳ - حال دل حال دل با تو مرا اشک بصر میگوید
- شمارهٔ ۳۴ - زاهد و باده گذشت زاهد و لب تر ز دور باده نکرد
- شمارهٔ ۳۵ - گدای عشق گدای عشقم و سلطان حسن شاه من است
- شمارهٔ ۳۶ - یاد وطن هر وقت ز آشیانهٔ خود یاد میکنم
- شمارهٔ ۳۷ - پارتی زلف! پارتی زلف تو از بس که ز دلها دارد
- شمارهٔ ۳۸ - خیانت وطن دوباره فتنه چشم تو فتنه برپا کرد
- شمارهٔ ۳۹ - زاهدان ریایی واعظان دروغی! واعظا گمان کردی داد معرفت دادی
- شمارهٔ ۴۰ - بیداری دشمن غفلت دوست ز خواب غفلت، هر دیدهای که بیدار است
- شمارهٔ ۴۱ - بیهنری و تنآسایی ببند ای دلِ غافل به خود رَهِ گله را
- شمارهٔ ۴۲ - زهدفروشان اندر قمار عشق تو بالای جان زدند
- شمارهٔ ۴۳ - آرزو بیمار درد عشق و پرستارم آرزوست
- شمارهٔ ۴۴ - کوی میکده به کوی میکده هرکس که رفت باز آمد
- شمارهٔ ۴۵ - فرقهبازی و جهالت! ز بس به زلفِ تو دل بر سرِ دل افتاده
- شمارهٔ ۴۶ - جمهوری عشق سلطنت حسن عشق! مریزادت آن دو بازوی پر زور
- شمارهٔ ۴۷ - تیغ زبان پردههای ریا! محشر هرجا روم آنجا سرِ پا خواهم کرد
- شمارهٔ ۴۸ - تمدن بی تربیت نسوان سفر نیمه راه! بِفِکَن نقاب و بگذار در اشتباه مانَد
- شمارهٔ ۴۹ - خوش آن زمان خوش آن زمان که دلم پایبند یاری بود
- شمارهٔ ۵۰ - یادگار یک صباح خماری! دیشب خرابی میم از حصر و حد گذشت
- شمارهٔ ۵۱ - گریه هزار عقده ز دل ای سرشک واکردی
- شمارهٔ ۵۲ - در استقبال غزل رئیس الوزرا ای بارگاه حسن تو محمود ایاز کن
- شمارهٔ ۵۳ - شکایت تلخ محیط گریه و اندوه و غصه و محنم
- شمارهٔ ۵۴ - عدل مزدک پایداری عشق! به غیر عشق نشان از جهان نخواهد ماند
- شمارهٔ ۵۵ - دل کارگر زلف سرمایهدار! چه گویمت که چه از دست یار میگذرد
- شمارهٔ ۵۶ - مساوات عشق در عشق بدان فرقِ شهنشاه و گدا نیست
- شمارهٔ ۵۷ - هجر و سفر عارف دربهدر عمرم گهی به هجر و گهی در سفر گذشت
- شمارهٔ ۵۸ - خنده پس از گریه به سر کویت اگر رخت نبندم چه کنم
- شمارهٔ ۵۹ - خسروان بیگانهپرست وکلای خائن! ای طرّهات کلف به رخ آفتابکن
- شمارهٔ ۶۰ - دمکرات و اعتدال مرا عقیده پیرار و پارسالی نیست
متن اشعار به نقل از گنجور.