پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۵۵ - دل کارگر زلف سرمایه‌دار!

چه گویمت که چه از دست یار می‌گذرد

به من هرآنچه که از روزگار می‌گذرد

ز یار شکوه کنم یا ز روزگار چه‌ها

ز یار بر من و از روزگار می‌گذرد

چه‌ها گذشت ز زلفت به دل چه می‌دانی

به کارگر چه ز سرمایه‌دار می‌گذرد

بس است تا به کیت سر به زیر پر صیاد

به غفلت اندر و وقت فرار می‌گذرد

به دور نرگس مست تو نادرست کسی

میان شهر اگر هوشیار می‌گذرد

کجاست شحنه که پنهان هزار خون کرده

دو چشم مست تو او آشکار می‌گذرد

به اسم من همه مال التجاره غم و درد

ز شهریار ببین بار بار می‌گذرد

سواره آمد و بگذشت از نظر گفتم

امان که عمر چو چابکسوار می‌گذرد

هزار شکر که دیدم رقیب از کویت

گذشت لیک به خواری چو خار می‌گذرد

تو خفته‌ای و چه دانی که در غمت شب هجر

چگونه بر من شب‌زنده‌دار می‌گذرد

به مجلسی که تویی گفتگوی ما و رقیب

تمام با سخن گوشه‌دار می‌گذرد

بدم از اینکه بدو خوب و ننگ و نام امروز

به یک رویه و در یک قطار می‌گذرد

مرا که سایه آن سرو بارور بر سر

نماند، ای به جهنم بهار می‌گذرد!

ز دست دیده به هرجا که می‌رود عارف

در آب دیده خود بی‌گدار می‌گذرد

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۵۷ - هجر و سفر عارف دربه‌درعمرم گهی به هجر و گهی در سفر گذشت
  2. شمارهٔ ۵۸ - خنده پس از گریهبه سر کویت اگر رخت نبندم چه کنم
  3. شمارهٔ ۵۹ - خسروان بیگانه‌پرست وکلای خائن!ای طرّه‌ات کلف به رخ آفتاب‌کن
  4. شمارهٔ ۶۰ - دمکرات و اعتدالمرا عقیده پیرار و پارسالی نیست
  5. شمارهٔ ۶۱ - سپاه عشقسپاهِ عشقِ تو مُلکِ وجود ویران کرد
  6. شمارهٔ ۶۲ - سعی جز در پی تکمیل معارف غلط استدل که در سایه مژگان تو فارغ بال است
  7. شمارهٔ ۶۳ - رؤیای راحتیدر دور زندگی به جز از غم ندیده‌ام
  8. شمارهٔ ۶۴ - غزلی راجع به کلنل محمد تقی خانزنده به خون‌خواهی‌ات هزار سیاووش
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.