پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۶۰ - دمکرات و اعتدال

مرا عقیده پیرار و پارسالی نیست

خیال روی دمکرات و اعتدالی نیست

ز رنگ‌های طبیعت که نیست جز نیرنگ

مرا به دیده به جز نقش بی‌خیالی نیست

مقام و رتبهٔ شاهنشهان گرفت زوال

ولیک سلطنت عشق را زوالی نیست

به غیر تار که در پرده گفت قصهٔ عشق

کسی به بزم تو محتاج گوشمالی نیست

به یار گوی که ای روح اهل دل از من

به پیشگاه تو جز قالب مثالی نیست

ز دست گریه چنان خشک گشت چشمهٔ چشم

که هیچ قرن چنین دور خشکسالی نیست

ز گوشه‌گیری و از انزوا خوشم که منم

دو گوش و هیچ در این گوشه قیل و قالی نیست

دلم نشیمن رندان و جای اهل دل است

مقام و بارگه بندگان عالی نیست

پی نثار تو پوسیده جانی است مرا

بدان تعارف معمول و خشک و خالی نیست

ز من به غیرت و ناموس و مملکت‌خواهی

بگو خوشیم به دوریت هم ملالی نیست

ببین که خانهٔ ایران پر است مشتی زن

میا تو سرزده همسایه خانه خالی نیست

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۶۲ - سعی جز در پی تکمیل معارف غلط استدل که در سایه مژگان تو فارغ بال است
  2. شمارهٔ ۶۳ - رؤیای راحتیدر دور زندگی به جز از غم ندیده‌ام
  3. شمارهٔ ۶۴ - غزلی راجع به کلنل محمد تقی خانزنده به خون‌خواهی‌ات هزار سیاووش
  4. شمارهٔ ۶۵ - گریهمگو چه سان نکنم گریه، گریه کار من است
  5. شمارهٔ ۶۶ - شکوهمن و ز کس گله، حاشا، کی این دهن دارم
  6. شمارهٔ ۶۷ - اشعار عارف به مناسبت خودکشی شاعری جواناشک بعد از تو جهان آب نما کرده به چشم
  7. شمارهٔ ۶۸ - غزل پوشالیچه دادخواهی از این دادخواهِ پوشالی
  8. شمارهٔ ۶۹می‌خواستی دگر چه کند کرد یا نکرد
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.