پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۲۷ - ناله مرغ

نالهٔ مرغِ اسیر این همه بهرِ وطن است

مَسلَکِ مرغِ گرفتارِ قفس همچو من است

همّت از بادِ سحر می‌طلبم گر ببرد

خبر از من به رفیقی که به طَرفِ چمن است

فکری ای هم‌وطنان در رَهِ آزادیِ خویش

بنمایید که هرکس نکند، مثلِ من است

خانه‌ای کو شود از دستِ اَجانِب آباد

ز اشک ویران کُنَش آن خانه که بِیت‌ُالحَزَن است

جامه‌ای کو نشود غَرقه به خون بهرِ وطن

بِدَر آن جامه که ننگِ تن و کم از کفن است

جامهٔ زن به تن اولی‌تر اگر آید غیر

ز آنکه بیچاره در این مملکت امروز زن است

آن کسی را که در این مُلک سلیمان کردیم

ملت امروز یقین کرد که او اَهرِمَن است

همه اشراف به‌وصلت‌ خوش همچون خسرو

رنج‌بر در غمِ هجران تو چون کوهکن است

عارف از حزبِ دموکرات خلاصی چون مور

مَطَلَب ز آنکه خلاصیِ تو اندر لگن است

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۲۹ - لباس مرگلباس مرگ بر اندام عالمی زیباست
  2. شمارهٔ ۳۰ - جور!جور این قدر به یک تن تنها نمی‌شود
  3. شمارهٔ ۳۱ - خیال عشقخیال عشق تو از سر به در نمی‌آید
  4. شمارهٔ ۳۲ - دل خوار کرددل خوار کرد در بر هر خار و خس مرا
  5. شمارهٔ ۳۳ - حال دلحال دل با تو مرا اشک بصر می‌گوید
  6. شمارهٔ ۳۴ - زاهد و بادهگذشت زاهد و لب تر ز دور باده نکرد
  7. شمارهٔ ۳۵ - گدای عشقگدای عشقم و سلطان حسن شاه من است
  8. شمارهٔ ۳۶ - یاد وطنهر وقت ز آشیانهٔ خود یاد می‌کنم
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.