پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۶ - خم دو طره

خَمِ دو طُرّهٔ طَرّارِ یار یکدله بین

به پای دل ز خمش صد هزار سلسله بین

از آن کمندِ خم اندر خمش نخواهد رَست

دلم ز بیدلی این صبر و تاب و حوصله بین

نگر قیامت از سرو قد و قامت او

دو صد قیامت و آشوب و سوز و ولوله بین

مکانِ خال به دنبال چشم و ابروی یار

مکین چون نقطهٔ بایی به مدّ بسمله بین

به غمزه چشمش زد راه دل سپرد به زلف

شریکِ دزد نظر کن رفیقِ قافله بین

اگر اثر نکند آهِ دل مپرس چرا

میانِ آه و اثر صد هزار مرحله بین

لب و دهانِ ترا تهمتی به هیچ زدند

شکر شکن ز سخن مشکلیِ مسئله بین

اگر فروخته‌ام دین و دل به غمزهٔ یار

هزار سود ز سودای این معامله بین

به راهِ بادیهٔ عشق آی و عارف را

ضعیف و خسته و رنجور و پا پُرآبله بین

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۸ - اندیشه وصلاز سر کوی تو یک چند سفر باید کرد
  2. شمارهٔ ۹ - سفر بی خبربی‌خبر از سر کوی تو سفر خواهم کرد
  3. شمارهٔ ۱۰ - هاله زلفز زلف بر رخ همچون قمر نقاب انداخت
  4. شمارهٔ ۱۱ - گیسوی نگارمی از اندازه فزونش بده ای ساقی بزم
  5. شمارهٔ ۱۲ - شکنج طرهشکنجِ طُرّهٔ زلفت شکن شکن شده است
  6. شمارهٔ ۱۳ - خوشی به گریهفتادم از نظر آن لحظه‌ای که دور شدم
  7. شمارهٔ ۱۴ - شرمسار دیدهخسته از دست روزگار شدم
  8. شمارهٔ ۱۵ - عوض اشکعوض اشک ز نوک مژه خون می‌آید
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.