پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۴۷ - تیغ زبان پرده‌های ریا!

محشر هرجا روم آنجا سرِ پا خواهم کرد

بین چه آشوب منِ بی‌سر و پا خواهم کرد

بس که از کرده پشیمان شده‌ام در هر کار

نتوان گفت کزین بعد چه‌ها خواهم کرد

چون به هر کار زدم دست ریا دیدم، روی

به درِ میکده بی‌روی ریا خواهم کرد

بدر ای پیرِ مغان پردهٔ اربابِ ریا

ورنه در کارِ خرابات ریا خواهم کرد

گر طبیعت نشود پرده‌در از مشتی دزد

پرده‌شان پاره به امید خدا خواهم کرد

من از این خرقهٔ سالوس به در خواهم شد

تَرکِ عمّامه و دستار و ردا خواهم کرد

گفتیم مطرب الحمد که در کشور خویش

آن وظیفه که مرا هست ادا خواهم کرد

منعِ زاهد سببِ خوردنِ مِیْ شد ورنه

مُحتَسِب گوید اگر مستی، ابا خواهم کرد

نه ز همسایه، که از سایهٔ خود می‌ترسم

دوری از سایهٔ این جنسِ دو پا خواهم کرد

گفتم «ایران رود هر وقت تو آن وقت بیا»

در سرِ وعده من ای مرگ وفا خواهم کرد

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۴۹ - خوش آن زمانخوش آن زمان که دلم پای‌بند یاری بود
  2. شمارهٔ ۵۰ - یادگار یک صباح خماری!دیشب خرابی میم از حصر و حد گذشت
  3. شمارهٔ ۵۱ - گریههزار عقده ز دل ای سرشک واکردی
  4. شمارهٔ ۵۲ - در استقبال غزل رئیس الوزراای بارگاه حسن تو محمود ایاز کن
  5. شمارهٔ ۵۳ - شکایت تلخمحیط گریه و اندوه و غصه و محنم
  6. شمارهٔ ۵۴ - عدل مزدک پایداری عشق!به غیر عشق نشان از جهان نخواهد ماند
  7. شمارهٔ ۵۵ - دل کارگر زلف سرمایه‌دار!چه گویمت که چه از دست یار می‌گذرد
  8. شمارهٔ ۵۶ - مساوات عشقدر عشق بدان فرقِ شهنشاه و گدا نیست
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.