فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۱۴۱ قد بین و رخ ببین و لب جانفزا ببین
- شمارهٔ ۱۱۴۲ دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن
- شمارهٔ ۱۱۴۳ چه حسن است این زهی خوبی مگر خورشید و ماه است این
- شمارهٔ ۱۱۴۴ میخواست شب که داغ نهد دلستان من
- شمارهٔ ۱۱۴۵ خوش است زیر سر آن خشت آستان دیدن
- شمارهٔ ۱۱۴۶ گر نه کافر بچه یی آتش دل تیز مکن
- شمارهٔ ۱۱۴۷ آن نخل قد و لعل لب چون رطبش بین
- شمارهٔ ۱۱۴۸ شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن
- شمارهٔ ۱۱۴۹ گر شوم خاک ره و سبزه دمد از گل من
- شمارهٔ ۱۱۵۰ گر با تو نیم دولتم ای شوخ بس است این
- شمارهٔ ۱۱۵۱ زخم پنهان بردل عاشق تو میدانی زدن
- شمارهٔ ۱۱۵۲ وَه که باز از کف عنانِ دل برون خواهد شدن
- شمارهٔ ۱۱۵۳ هرکه زنجیرش نهد مشکینکمندی اینچنین
- شمارهٔ ۱۱۵۴ گرچه هجر امشب ره اهل نظر خواهد زدن
- شمارهٔ ۱۱۵۵ چنان گردد خیالش چشم اشکبار من
- شمارهٔ ۱۱۵۶ ای چرخ پی مجلس او ز آب و گل من
- شمارهٔ ۱۱۵۷ نشاید با لبت غیری چو طوطی همنفس دیدن
- شمارهٔ ۱۱۵۸ نظاره تو به هر دیده کی توان کردن
- شمارهٔ ۱۱۵۹ ای سبز پر کرشمه مشکین قبای من
- شمارهٔ ۱۱۶۰ اکنون که تنها دیدمت لطف ارنه آزاری بکن
- شمارهٔ ۱۱۶۱ گر بوسه دهی زان لب خندان که دهم جان
- شمارهٔ ۱۱۶۲ دارد رقیب بهر تو چشم حسد به من
- شمارهٔ ۱۱۶۳ ای تو بروی همچو مه چشم و چراغ عاشقان
- شمارهٔ ۱۱۶۴ خوشا سنگ جفایت خوردن و هم در نفس مردن
- شمارهٔ ۱۱۶۵ تو که پیش بیغمانی چو گل از نشاط خندان
- شمارهٔ ۱۱۶۶ میمیرم و خار غمت از جان نمیآید برون
- شمارهٔ ۱۱۶۷ موسم خزان ایگل در چمن گذاری کن
- شمارهٔ ۱۱۶۸ در دلم از تو گره به که گشاد از دگران
- شمارهٔ ۱۱۶۹ آشفته ام از هجر و تو آشفته تر از من
- شمارهٔ ۱۱۷۰ ای سنبل زلف سیهت چین همه بر چین
- شمارهٔ ۱۱۷۱ بآرزوی تو خوشحال میتوان بودن
- شمارهٔ ۱۱۷۲ او در دل و چون باد صبا در بدرم من
- شمارهٔ ۱۱۷۳ دل شکستند بسنگین دلیم سیمتنان
- شمارهٔ ۱۱۷۴ ساقی قدح پر از می چون سلسبیل کن
- شمارهٔ ۱۱۷۵ سگ این درم بسنگی دل من صبور میکن
- شمارهٔ ۱۱۷۶ دل که جای تست چون سازیم جای دیگران
- شمارهٔ ۱۱۷۷ ایشوخ پر کرشمه کم التفات من
- شمارهٔ ۱۱۷۸ کام دلم از وصل بیک سجده روا کن
- شمارهٔ ۱۱۷۹ از در کعبه چه حاصل به در یار نشین
- شمارهٔ ۱۱۸۰ لبز غم تو خشک شد دیده تر هم آنچنان
- شمارهٔ ۱۱۸۱ شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین
- شمارهٔ ۱۱۸۲ خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان
- شمارهٔ ۱۱۸۳ سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان
- شمارهٔ ۱۱۸۴ گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
- شمارهٔ ۱۱۸۵ بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
- شمارهٔ ۱۱۸۶ وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن
- شمارهٔ ۱۱۸۷ در غنچه چو گل تا بکیی گوش بمن کن
- شمارهٔ ۱۱۸۸ مزاج زهر اگر کوشش کنی شیرین توان کردن
- شمارهٔ ۱۱۸۹ آن جوان عاجز کش و من ناتوانی اینچنین
- شمارهٔ ۱۱۹۰ باده مینوش و بدین مشغله میگذران
- شمارهٔ ۱۱۹۱ من زار و دل غمزده هم زار تر از من
- شمارهٔ ۱۱۹۲ ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکن
- شمارهٔ ۱۱۹۳ سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن
- شمارهٔ ۱۱۹۴ درد از طبیب گرچه نهفتن نمی توان
- شمارهٔ ۱۱۹۵ من اگر شکسته عهدم تو وفای خود نگه کن
- شمارهٔ ۱۱۹۶ نپرسد جز وفا چیزی خدا روز جزا از من
- شمارهٔ ۱۱۹۷ به اعتقاد وفا بر کس اعتماد مکن
- شمارهٔ ۱۱۹۸ کی مدعی نهد سر در سجده نکویان
- شمارهٔ ۱۱۹۹ بیا ای عشق جانسوز آتشم در جان محزون زن
- شمارهٔ ۱۲۰۰ تن را بسوز و جانرا با دوست همنشین کن
متن اشعار به نقل از گنجور.