پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی

اهلی شیرازی

غزلیات

۱,۳۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۱۴۱ قد بین و رخ ببین و لب جانفزا ببین
  2. شمارهٔ ۱۱۴۲ دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن
  3. شمارهٔ ۱۱۴۳ چه حسن است این زهی خوبی مگر خورشید و ماه است این
  4. شمارهٔ ۱۱۴۴ میخواست شب که داغ نهد دلستان من
  5. شمارهٔ ۱۱۴۵ خوش است زیر سر آن خشت آستان دیدن
  6. شمارهٔ ۱۱۴۶ گر نه کافر بچه یی آتش دل تیز مکن
  7. شمارهٔ ۱۱۴۷ آن نخل قد و لعل لب چون رطبش بین
  8. شمارهٔ ۱۱۴۸ شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن
  9. شمارهٔ ۱۱۴۹ گر شوم خاک ره و سبزه دمد از گل من
  10. شمارهٔ ۱۱۵۰ گر با تو نیم دولتم ای شوخ بس است این
  11. شمارهٔ ۱۱۵۱ زخم پنهان بردل عاشق تو میدانی زدن
  12. شمارهٔ ۱۱۵۲ وَه که باز از کف عنانِ دل برون خواهد شدن
  13. شمارهٔ ۱۱۵۳ هرکه زنجیرش نهد مشکین‌کمندی اینچنین
  14. شمارهٔ ۱۱۵۴ گرچه هجر امشب ره اهل نظر خواهد زدن
  15. شمارهٔ ۱۱۵۵ چنان گردد خیالش چشم اشکبار من
  16. شمارهٔ ۱۱۵۶ ای چرخ پی مجلس او ز آب و گل من
  17. شمارهٔ ۱۱۵۷ نشاید با لبت غیری چو طوطی هم‌نفس دیدن
  18. شمارهٔ ۱۱۵۸ نظاره تو به هر دیده کی توان کردن
  19. شمارهٔ ۱۱۵۹ ای سبز پر کرشمه مشکین قبای من
  20. شمارهٔ ۱۱۶۰ اکنون که تنها دیدمت لطف ارنه آزاری بکن
  21. شمارهٔ ۱۱۶۱ گر بوسه دهی زان لب خندان که دهم جان
  22. شمارهٔ ۱۱۶۲ دارد رقیب بهر تو چشم حسد به من
  23. شمارهٔ ۱۱۶۳ ای تو بروی همچو مه چشم و چراغ عاشقان
  24. شمارهٔ ۱۱۶۴ خوشا سنگ جفایت خوردن و هم در نفس مردن
  25. شمارهٔ ۱۱۶۵ تو که پیش بی‌غمانی چو گل از نشاط خندان
  26. شمارهٔ ۱۱۶۶ می‌میرم و خار غمت از جان نمی‌آید برون
  27. شمارهٔ ۱۱۶۷ موسم خزان ایگل در چمن گذاری کن
  28. شمارهٔ ۱۱۶۸ در دلم از تو گره به که گشاد از دگران
  29. شمارهٔ ۱۱۶۹ آشفته ام از هجر و تو آشفته تر از من
  30. شمارهٔ ۱۱۷۰ ای سنبل زلف سیهت چین همه بر چین
  31. شمارهٔ ۱۱۷۱ بآرزوی تو خوشحال میتوان بودن
  32. شمارهٔ ۱۱۷۲ او در دل و چون باد صبا در بدرم من
  33. شمارهٔ ۱۱۷۳ دل شکستند بسنگین دلیم سیمتنان
  34. شمارهٔ ۱۱۷۴ ساقی قدح پر از می چون سلسبیل کن
  35. شمارهٔ ۱۱۷۵ سگ این درم بسنگی دل من صبور میکن
  36. شمارهٔ ۱۱۷۶ دل که جای تست چون سازیم جای دیگران
  37. شمارهٔ ۱۱۷۷ ایشوخ پر کرشمه کم التفات من
  38. شمارهٔ ۱۱۷۸ کام دلم از وصل بیک سجده روا کن
  39. شمارهٔ ۱۱۷۹ از در کعبه چه حاصل به در یار نشین
  40. شمارهٔ ۱۱۸۰ لبز غم تو خشک شد دیده تر هم آنچنان
  41. شمارهٔ ۱۱۸۱ شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین
  42. شمارهٔ ۱۱۸۲ خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان
  43. شمارهٔ ۱۱۸۳ سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان
  44. شمارهٔ ۱۱۸۴ گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
  45. شمارهٔ ۱۱۸۵ بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
  46. شمارهٔ ۱۱۸۶ وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن
  47. شمارهٔ ۱۱۸۷ در غنچه چو گل تا بکیی گوش بمن کن
  48. شمارهٔ ۱۱۸۸ مزاج زهر اگر کوشش کنی شیرین توان کردن
  49. شمارهٔ ۱۱۸۹ آن جوان عاجز کش و من ناتوانی اینچنین
  50. شمارهٔ ۱۱۹۰ باده می‌نوش و بدین مشغله می‌گذران
  51. شمارهٔ ۱۱۹۱ من زار و دل غمزده هم زار تر از من
  52. شمارهٔ ۱۱۹۲ ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکن
  53. شمارهٔ ۱۱۹۳ سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن
  54. شمارهٔ ۱۱۹۴ درد از طبیب گرچه نهفتن نمی توان
  55. شمارهٔ ۱۱۹۵ من اگر شکسته عهدم تو وفای خود نگه کن
  56. شمارهٔ ۱۱۹۶ نپرسد جز وفا چیزی خدا روز جزا از من
  57. شمارهٔ ۱۱۹۷ به اعتقاد وفا بر کس اعتماد مکن
  58. شمارهٔ ۱۱۹۸ کی مدعی نهد سر در سجده نکویان
  59. شمارهٔ ۱۱۹۹ بیا ای عشق جان‌سوز آتشم در جان محزون زن
  60. شمارهٔ ۱۲۰۰ تن را بسوز و جانرا با دوست همنشین کن

متن اشعار به نقل از گنجور.