پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۹

آن جوان عاجز کش و من ناتوانی اینچنین

چون کشم پیرانه سر جور جوانی اینچنین

گه کند خندان چو شمع از وصل و گه گریان ز هجر

تا زمانی آنچنان سوزم زمانی اینچنین

ابرویش با من بقصد جان کمان زه کرده است

چون کشد بازوی بی زورم کمانی اینچنین

جان بیمارم که دایم بسته درد و غم است

گر رود گور و چه میخواهم ز جانی اینچنین

آنمیان کز ناز کی کس را نگنجد در خیال

چون کشد بار کمر نازک میانی اینچنین

تلخ گوی و شکرش زیر زبان چون نیشکر

جان فدای تلخی شیرین زبانی اینچنین

اهلی آنسرو روان جا در دل من کرده است

کی رود از دل برون سرو روانی اینچنین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۱من زار و دل غمزده هم زار تر از من
  2. شمارهٔ ۱۱۹۲ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکن
  3. شمارهٔ ۱۱۹۳سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن
  4. شمارهٔ ۱۱۹۴درد از طبیب گرچه نهفتن نمی توان
  5. شمارهٔ ۱۱۹۵من اگر شکسته عهدم تو وفای خود نگه کن
  6. شمارهٔ ۱۱۹۶نپرسد جز وفا چیزی خدا روز جزا از من
  7. شمارهٔ ۱۱۹۷به اعتقاد وفا بر کس اعتماد مکن
  8. شمارهٔ ۱۱۹۸کی مدعی نهد سر در سجده نکویان
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.