پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹۲

ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکن

ترک مراد خود کن و ترک ادب مکن

ساقی بیا که خواب شب واپسین بس است

هشدار و روز عیش به بیهوده شب مکن

زین آه پر شرر که بر افلاک میرود

آتش اگر ز چرخ ببارد عجب مکن

در بزم غم بمستی و محنت دلا بساز

آلوده خویش را بشراب طرب مکن

اهلی مراد خویش ز رندان دیر خواه

از زاهدان صومعه همت طلب مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۴درد از طبیب گرچه نهفتن نمی توان
  2. شمارهٔ ۱۱۹۵من اگر شکسته عهدم تو وفای خود نگه کن
  3. شمارهٔ ۱۱۹۶نپرسد جز وفا چیزی خدا روز جزا از من
  4. شمارهٔ ۱۱۹۷به اعتقاد وفا بر کس اعتماد مکن
  5. شمارهٔ ۱۱۹۸کی مدعی نهد سر در سجده نکویان
  6. شمارهٔ ۱۱۹۹بیا ای عشق جان‌سوز آتشم در جان محزون زن
  7. شمارهٔ ۱۲۰۰تن را بسوز و جانرا با دوست همنشین کن
  8. شمارهٔ ۱۲۰۱خون شد ز بخت بد جگر لخت‌لخت من
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.