پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹۹

بیا ای عشق جان‌سوز آتشم در جان محزون زن

بیا ای آتشین آه و علم بر بام گردون زن

خیالت می‌رسد در دل کجا جان در میان گنجد

بگو سلطان رسید اینک تو ز آنجا خیمه بیرون زن

تنور سینه می‌جوشد گر از طوفان حذر داری

بیا بر آتشم آبی از آن لب‌های میگون زن

ترا صوفی ز دیر ما صدای حلقه در بس

وگر در حلقه می‌آیی صلا بر گنج قارون زن

بیفکن استخوان پیش هما وز وی مجو همت

بیا و قرعه همت بر این روی همایون زن

درآ ساقی و باقی کن حدیث دجله و جیحون

قدم بر دیده ما نه قلم بر حرف جیحون زن

اسیر لشکر غم تا به کی اهلی بدین روزی

ز تیغ آه خود یک شب بر این لشکر شبیخون زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۱خون شد ز بخت بد جگر لخت‌لخت من
  2. شمارهٔ ۱۲۰۲مجنون منم در عهد تو لیلی تو در دوران من
  3. شمارهٔ ۱۲۰۳گرچه از داغ تو سوزد دل بیحاصل من
  4. شمارهٔ ۱۲۰۴ز بهر جان نتوانم نظر برید از تو
  5. شمارهٔ ۱۲۰۵پای سگی که دیده ام شب به در سرای او
  6. شمارهٔ ۱۲۰۶تا به کی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او
  7. شمارهٔ ۱۲۰۷ز جور مدعی گویم که کم آیم بکوی تو
  8. شمارهٔ ۱۲۰۸هرچند که دیدم همه جور و ستم از تو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.