پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۲

مجنون منم در عهد تو لیلی تو در دوران من

حسن آیتی در شان تو عشق آیتی در شان من

عیسی دمی، چند از جفا قصد هلاک من کنی

آب حیاتی تا بکی آتش زنی در جان من

ترسم ز چشم مردمت ایگنج حسن آفت رسد

بهر خدا بیرون مرو از سینه ویران من

هر کس بشب در راحتی من خفته در خون از غمت

این خفت و خواب من نگر وین بخت بیسامان من

هرگوشه در خونچشم من گردد زشوق آنپری

دیوانه میسازد مرا این چشم سرگردان من

چون عاقبت درد مرا جز مرگ نبود چاره یی

تا کی بلای جان بود ایندرد بی درمان من

گفتم مکش اهلی که شد صید حرم خندید و گفت

من کعبه اهل دلم صد همچو او قربان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۴ز بهر جان نتوانم نظر برید از تو
  2. شمارهٔ ۱۲۰۵پای سگی که دیده ام شب به در سرای او
  3. شمارهٔ ۱۲۰۶تا به کی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او
  4. شمارهٔ ۱۲۰۷ز جور مدعی گویم که کم آیم بکوی تو
  5. شمارهٔ ۱۲۰۸هرچند که دیدم همه جور و ستم از تو
  6. شمارهٔ ۱۲۰۹ای خلق جهانی همه مست طرب از تو
  7. شمارهٔ ۱۲۱۰خورشیدوار هرکه دلش سوخت داغ او
  8. شمارهٔ ۱۲۱۱مرغ دلم که کشته شد از چشم مست تو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.