پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۵

پای سگی که دیده ام شب به در سرای او

بسکه بدیده سوده ام آبله کرده پای او

بسکه صفاست بر رخش چون نگرد بر آینه

آینه نیز بنگرد روی خود از صفای او

شیوه ناز دلبران هرچه خوش آمدش فلک

زانهمه دوخت جامه یی بر قد دلربای او

پا و سر مرا ز هم فرق نمیکند کسی

بسکه بسر همی دوم از پی باد پای او

بود به بحر غم سری همچو حباب در کفم

رفت سرم بباد هم عاقبت از هوای او

اهلی اگر ز جان مرا جز رمقی نمانده است

دارم امید زندگی از لب جانفزای او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۷ز جور مدعی گویم که کم آیم بکوی تو
  2. شمارهٔ ۱۲۰۸هرچند که دیدم همه جور و ستم از تو
  3. شمارهٔ ۱۲۰۹ای خلق جهانی همه مست طرب از تو
  4. شمارهٔ ۱۲۱۰خورشیدوار هرکه دلش سوخت داغ او
  5. شمارهٔ ۱۲۱۱مرغ دلم که کشته شد از چشم مست تو
  6. شمارهٔ ۱۲۱۲سایم همه شب روی خود بر خاک دور از روی تو
  7. شمارهٔ ۱۲۱۳از بسکه نازک است چو گل طبع و خوی تو
  8. شمارهٔ ۱۲۱۴صیدم نکرد غنچه لبی جز بگفتگو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.