پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱۱

مرغ دلم که کشته شد از چشم مست تو

در خون و خاک چند بغلطد ز دست تو

بنشین دمی و مجلس ما را فروغ ده

کز بزم عیش نیست غرض جز نشست تو

نگشاید از نشاط دل تنگ عاشقان

تا ناوکی گشاد نیابد ز شست تو

ساقی بیا که صحبت صوفیست جانگداز

جانپرور است صحبت رندان مست تو

خون دلم چو می لب لعلت خورد مدام

مخموریش مباد لب می پرست تو

پستی مکش ز چرخ بلند ایدل حزین

همت بلند دار که چرخ است پست تو

اهلی شکست شیشه عمر تو بهر یار

و آن سنگدل نداشت غمی از شکست تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱۳از بسکه نازک است چو گل طبع و خوی تو
  2. شمارهٔ ۱۲۱۴صیدم نکرد غنچه لبی جز بگفتگو
  3. شمارهٔ ۱۲۱۵غم نیست کز زهر بلا تلخی کشد مسکین تو
  4. شمارهٔ ۱۲۱۶نازکتر از گل است بسی طبع و خوی تو
  5. شمارهٔ ۱۲۱۷دلش رمیده شد آهو ز چین کاکل او
  6. شمارهٔ ۱۲۱۸همچو رخسار تو در عالم گلی بیخار کو
  7. شمارهٔ ۱۲۱۹گرچه به تیغ جفا سینه فکارم از او
  8. شمارهٔ ۱۲۲۰بسوخت جان مرا اشتیاق خدمت تو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.