پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۰

بسوخت جان مرا اشتیاق خدمت تو

چه کرده ام که جدا مانده ام ز صحبت تو

فراق روی تو کرده است حالم آشفته

مپرس حال که دیوانه ام ز فرقت تو

تو خود دلیل شو ایکوکب سعادت بخش

مگر که باز برم ره بنور طلعت تو

غم غریبی و اندوه روزگار بلاست

ولیک میگذرانم زیمن همت تو

چو غنچه ام گرهی درد دلست و میخواهم

که کار من بگشاید نسیم رحمت تو

بجز نسیم که پیشت گهی گذر دارد

که عرض حاجت ما میکند بحضرت تو

متاب بهر خدا از نیاز اهلی روی

که نیستش غرضی جز دعای دولت تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۲هرگز دلم ملول نگشت از جفای او
  2. شمارهٔ ۱۲۲۳از کفر و دین بری شده ام از برای تو
  3. شمارهٔ ۱۲۲۴بنمای آتشین رخ و مست شراب شو
  4. شمارهٔ ۱۲۲۵به وفای او که گرم کشد نکنم فغان ز جفای او
  5. شمارهٔ ۱۲۲۶تو آب خضری و ما تشنه عاشقان از تو
  6. شمارهٔ ۱۲۲۷تا کی ز دهانش بود ایدل سخن تو
  7. شمارهٔ ۱۲۲۸سهل است نقد دین و دل گر صرف شد در کوی تو
  8. شمارهٔ ۱۲۲۹آن بزم عیش ساقی و جام شراب کو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.