پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۶

تو آب خضری و ما تشنه عاشقان از تو

بیا بیا که صبوری نمی توان از تو

بخشم رفتی و گفتی قیامتم بینی

چه زود رنجی و دیر آشنا فغان از تو

مرنج اگر من دلتنگ سینه بشکافم

که حال دل نتوان داشتن نهان از تو

قیامت ارچه بآخر زمان شود پیدا

قیامتی است درین شهر هر زمان از تو

تو کی بخنده گشایی دهن یقین است این

یقین که می کشیش نیست اینگمان از تو

ز غیرتم همه آتش که همچو شمع چرا

گرفته اند مرا خلق بر زبان از تو

مرا بتیغ فلم ساز استخوان و ببین

که چون گداخت مرا مغز استخوان از تو

به مجلسی که تو با گلرخان قدح نوشی

هزار نرگس مستت خونفشان از تو

بتر ز قصه مجنون حکایت لیلی است

که شد فسانه بصد گونه داستان از تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۸سهل است نقد دین و دل گر صرف شد در کوی تو
  2. شمارهٔ ۱۲۲۹آن بزم عیش ساقی و جام شراب کو
  3. شمارهٔ ۱۲۳۰بر نقش شیرین کوهکن گریید چشم زار او
  4. شمارهٔ ۱۲۳۱پیش پای خود ببین شاد از غم مردم مشو
  5. شمارهٔ ۱۲۳۲مشتی مگسانیم سپند شکر تو
  6. شمارهٔ ۱۲۳۳قدر ارباب وفا نیست بخاک در تو
  7. شمارهٔ ۱۲۳۴بسکه حیران گشته ام در جلوه رفتار ازو
  8. شمارهٔ ۱۲۳۵بسکه سوزیم چو شمع از هوس محفل او
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.