پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۰

بر نقش شیرین کوهکن گریید چشم زار او

باشد کزین خون جگر رنگی برآرد کار او

مردن بسی اسان بود هرچند کز حرمان بود

گر در مذاق جان بود شیرینی گفتار او

آنسرو ما چالاک شد عاشق کشی بی باک شد

خواهد بسی سر خاک شد از جلوه رفتار او

بیروی آنگل پیرهن چندان بگریم در چمن

کاخر دمد از اشک من گل بر سر دیوار او

بازار او گر بنگری صدماه دارد مشتری

گم شد چو یوسف صد پری از گرمی بازار او

بی سرو قد نورسی گلشن بود خار و خسی

جنت نمیخواهد کسی بی نعمت دیدار او

از ابر چشم خونفشان اهلی نماند تشنه جان

ضایع نگردد در جهان حال دل افکار او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۲مشتی مگسانیم سپند شکر تو
  2. شمارهٔ ۱۲۳۳قدر ارباب وفا نیست بخاک در تو
  3. شمارهٔ ۱۲۳۴بسکه حیران گشته ام در جلوه رفتار ازو
  4. شمارهٔ ۱۲۳۵بسکه سوزیم چو شمع از هوس محفل او
  5. شمارهٔ ۱۲۳۶دل بکف میداشتم عمری نگاه از دست تو
  6. شمارهٔ ۱۲۳۷هر که آن گل پا نهد در دیده نمناک او
  7. شمارهٔ ۱۲۳۸ای مرا داغی به دل از لعل آتش رنگ تو
  8. شمارهٔ ۱۲۳۹مارا همین جواب سلام است کام ازو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.