پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۷

هر که آن گل پا نهد در دیده نمناک او

عاقبت شاخ گلی سر بر زند از خاک او

همچو آهو باز خواهم دیده را بعد از هلاک

تا سر خود را بینم بسته فتراک او

آتش دوزخ ز آب کوثرم خوشتر بود

گر بود در پیش چشمم روی آتشناک او

جان آنصاحب نظر آیینه عین دلست

کز غبار دیگران دورست چشم پاک او

میشود دود دلم از سینه چونسروی بلند

هر گه آرم در نظر سر و قد چالاک او

هر که در دل تلخی عشق است او را خوشگوار

زهر باشد از لب نوشین لبان تریاک او

کس سخن نزدیک اهلی چونکند از ترک عشق

زانکه دورست اینسخن بسیار از دراک او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۹مارا همین جواب سلام است کام ازو
  2. شمارهٔ ۱۲۴۰من بنده صبا که دهد عرض رای تو
  3. شمارهٔ ۱۲۴۱ماییم دل و دین بسر کار تو کرده
  4. شمارهٔ ۱۲۴۲زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زده
  5. شمارهٔ ۱۲۴۳مدعی در جوش و ما بیهوش از آن نو گل شده
  6. شمارهٔ ۱۲۴۴خوش حالتی است پیش تو از می خوشان شده
  7. شمارهٔ ۱۲۴۵خوش آنکه بودمه من زباده مست شده
  8. شمارهٔ ۱۲۴۶چون شمع دل از داغ تو افروختنش به
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.