پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۶

چون شمع دل از داغ تو افروختنش به

عاشق که دل افسرده بود سوختنش به

گر رسم وره عقل ندانم مکنم عیب

کاین دانش بیهوده نیاموختنش به

بی یوسف خود دیده چو یعقوب ببستم

چشمی که نه بر دوست بود دوختنش به

هر چند عزیزست متاع خرد و صبر

در پای تو افشاندن از اندوختنش به

اهلی بغلامی تو چون پیر شد آخر

مفروش بدین عیب که نفروختنش به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۸تو به بزم عیش و نبود ره من در آن میانه
  2. شمارهٔ ۱۲۴۹خبرم شدست کانمه هوس شراب کرده
  3. شمارهٔ ۱۲۵۰رسید مست من از می به رخ گل افکنده
  4. شمارهٔ ۱۲۵۱ای مصور ز کف این تخته تعلیم بنه
  5. شمارهٔ ۱۲۵۲تنم که غرقه بخون اشک لاله گون کرده
  6. شمارهٔ ۱۲۵۳آتش آهم نهال وادی ایمن شده
  7. شمارهٔ ۱۲۵۴گهی که زلف بر آن روی مهوش افتاده
  8. شمارهٔ ۱۲۵۵کی دل بی‌دردی از داغ گزندی سوخته
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.