پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۵

کی دل بی‌دردی از داغ گزندی سوخته

هرکجا دیدیم عشقت دردمندی سوخته

وه چه شمعست این که پیش عاشقان پروانه‌وار

صدهزار افتاده چندی مرده چندی سوخته

تا بود شمع ایمن از چشم بدان گرد سرش

هر نفس پروانگان مشت سپندی سوخته

می‌شود دودی بلند و می‌دمد بویی عجب

تا کجا آن شوخ جان مستمندی سوخته

آه ازین نازک‌پسندی‌های دل کاین جان زار

هردم از نازک‌دلی مشکل‌پسندی سوخته

پیش من فرهاد و مجنون مرم آزاده‌اند

کم چو من دیوانه‌ای در قید و بندی سوخته

گر زمین و آسمان دشمن شود اهلی چه باک

آه من بسیار ازین پست و بلندی سوخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۷ساقیا، باده بدین مست دل افتاده مده
  2. شمارهٔ ۱۲۵۸جدایی از درت جانا بزهر آلوده تیرم به
  3. شمارهٔ ۱۲۵۹سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد ده
  4. شمارهٔ ۱۲۶۰تا ساقی گلهذار رفته
  5. شمارهٔ ۱۲۶۱زلف سیه شانه کن جام مدامی بده
  6. شمارهٔ ۱۲۶۲ساقیا می بقدح ریز و ببد مست مده
  7. شمارهٔ ۱۲۶۳نوح اگر طوفان او افسانه مردم شده
  8. شمارهٔ ۱۲۶۴ای با سگت فرشته دم از بندگی زده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.