پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۹

سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد ده

برفشان دستی برقص و عالمی بر باد ده

تو نه آن مرغی که صید کس شوی از مامرم

دام صحبت شو زمانی بازی صیاد ده

ما چنین لب تشنه و تو جرعه میریزی بخاک

اینکه میریزی بدست عاشق ناشاد ده

ای حریف بزم شیرین یاد خسرو تابکی

گر توانی یادش از جان کندن فرهاد ده

ایکه می با یار مینوشی بشکر این مراد

زینهار از اهلی بیچاره او را یاد ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶۱زلف سیه شانه کن جام مدامی بده
  2. شمارهٔ ۱۲۶۲ساقیا می بقدح ریز و ببد مست مده
  3. شمارهٔ ۱۲۶۳نوح اگر طوفان او افسانه مردم شده
  4. شمارهٔ ۱۲۶۴ای با سگت فرشته دم از بندگی زده
  5. شمارهٔ ۱۲۶۵بیا و ساقی جان شو به تشنه آبی ده
  6. شمارهٔ ۱۲۶۶بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده
  7. شمارهٔ ۱۲۶۷مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده
  8. شمارهٔ ۱۲۶۸بد فرصتت چرخ فلک تن فرو مده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.