پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۸

جدایی از درت جانا بزهر آلوده تیرم به

که چون دور از تو خواهم ماند باری گر بمیرم به

روا باشد که چون یادت دهند از حال من گویی

گذاریدش که گر هرگر نیاید ضمیرم به

شدم دیوانه از شوقت جهان خواهم زدن برهم

بزنجیرای پری رخسار اگر سازی اسیرم به

ز خوبان دیدم ناگه برآید سر بشیدایی

اگر در کنج محنت سر ز زانو برنگیرم به

ببرم من منه اهلی عبیر وعود بر آتش

چو دل می‌سوزد از بویش ز صد عود و عبیرم به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶۰تا ساقی گلهذار رفته
  2. شمارهٔ ۱۲۶۱زلف سیه شانه کن جام مدامی بده
  3. شمارهٔ ۱۲۶۲ساقیا می بقدح ریز و ببد مست مده
  4. شمارهٔ ۱۲۶۳نوح اگر طوفان او افسانه مردم شده
  5. شمارهٔ ۱۲۶۴ای با سگت فرشته دم از بندگی زده
  6. شمارهٔ ۱۲۶۵بیا و ساقی جان شو به تشنه آبی ده
  7. شمارهٔ ۱۲۶۶بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده
  8. شمارهٔ ۱۲۶۷مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.