پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۵

خوش آنکه بودمه من زباده مست شده

فکنده دست ز دوش من و ز دست شده

چو کام از آن لب میگون دلم مست یافت

چنان خوشست بمستی که می پرست شده

اگر چه دین و دلم شد شراب و شاهد و ساقی

چرا ملول نشینم چو هر چه هست شده

مگر غبار مرا سر بلند سازد باد

چنین که در ره یارم چو خاک پست شده

خمیده شد چو کمان قد اهلی از غم یار

کشاکش اجلس در پی شکست شده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۷اگر چه عشق نکویان جراحتست همه
  2. شمارهٔ ۱۲۴۸تو به بزم عیش و نبود ره من در آن میانه
  3. شمارهٔ ۱۲۴۹خبرم شدست کانمه هوس شراب کرده
  4. شمارهٔ ۱۲۵۰رسید مست من از می به رخ گل افکنده
  5. شمارهٔ ۱۲۵۱ای مصور ز کف این تخته تعلیم بنه
  6. شمارهٔ ۱۲۵۲تنم که غرقه بخون اشک لاله گون کرده
  7. شمارهٔ ۱۲۵۳آتش آهم نهال وادی ایمن شده
  8. شمارهٔ ۱۲۵۴گهی که زلف بر آن روی مهوش افتاده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.