پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۸

تو به بزم عیش و نبود ره من در آن میانه

به چه حیله پیشت آیم چه سخن کنم بهانه

هوس فسانه یا رب شودت گهی که با من

بتو گویم از غم خود سخنی در آن فسانه

همه شب بخواب بینم بطواف کعبه خود را

چو شبی رسد بکویت سر من بر آستانه

بخدا که بیتو جایی نبود قرار و خوابم

مگر آنکه مست افتم بدر شرابخانه

دو لب تو را چو اهلی نگزد زرشک میرد

که مدام عیش دارد لب جام از آن میانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۰رسید مست من از می به رخ گل افکنده
  2. شمارهٔ ۱۲۵۱ای مصور ز کف این تخته تعلیم بنه
  3. شمارهٔ ۱۲۵۲تنم که غرقه بخون اشک لاله گون کرده
  4. شمارهٔ ۱۲۵۳آتش آهم نهال وادی ایمن شده
  5. شمارهٔ ۱۲۵۴گهی که زلف بر آن روی مهوش افتاده
  6. شمارهٔ ۱۲۵۵کی دل بی‌دردی از داغ گزندی سوخته
  7. شمارهٔ ۱۲۵۶نه دیده مثل تو دیده نه کس نشان داده
  8. شمارهٔ ۱۲۵۷ساقیا، باده بدین مست دل افتاده مده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.