پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۰

رسید مست من از می به رخ گل افکنده

رخی و صد گل خوبی لبی و صد خنده

کلاله بسته و چون گل گشاده پیشانی

ز رشک او مه نو چین به چهره افکنده

گشاده از مه ابرو چو حلقه کعبه

در امید به روی هزار درمانده

کسی که کشته خوبان نشد چه میداند

که زهر چشم بتان مرده میکند زنده

چو مه بر آمده از صورتی که از شرمش

فرو رود به زمین آفتاب تابنده

به جمله ملتفت اما تغافلش با من

تغافلی به هزار التفات ارزنده

سر نیاز نهادم به سجده آن بت

که ای به حسن خداوند و ما همه بنده

همیشه خلعت حسن تو تازه باد چو گل

ولی ز یاد مبر اهلی کهن ژنده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۲تنم که غرقه بخون اشک لاله گون کرده
  2. شمارهٔ ۱۲۵۳آتش آهم نهال وادی ایمن شده
  3. شمارهٔ ۱۲۵۴گهی که زلف بر آن روی مهوش افتاده
  4. شمارهٔ ۱۲۵۵کی دل بی‌دردی از داغ گزندی سوخته
  5. شمارهٔ ۱۲۵۶نه دیده مثل تو دیده نه کس نشان داده
  6. شمارهٔ ۱۲۵۷ساقیا، باده بدین مست دل افتاده مده
  7. شمارهٔ ۱۲۵۸جدایی از درت جانا بزهر آلوده تیرم به
  8. شمارهٔ ۱۲۵۹سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد ده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.