پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۱

ای مصور ز کف این تخته تعلیم بنه

سجده کن پیش بت ما سر تسلیم بنه

گر سر و دست به میزان محبت داری

جان بیک نیم و جهان جمله بیک نیم بنه

ملک راحت طلبی رند و گدا باش چو من

ورنه سلطان شو و دل بر خطر و بیم بنه

آخر ای چرخ منداینهمه غم بر دل من

بار غم بر دل عشاق به تقسیم بنه

تا مرا بنده خود خواند ز غم آزادم

خسرو وقتم و گو خط بغلامیم بنه

همنشینان چو به خشت در او جان بدهم

بر سر خاک من آن خشت بتعظیم بنه

بنده خاک در سیمتنی شو اهلی

بت پرستی مکن و دل ز زر و سیم بنه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۳آتش آهم نهال وادی ایمن شده
  2. شمارهٔ ۱۲۵۴گهی که زلف بر آن روی مهوش افتاده
  3. شمارهٔ ۱۲۵۵کی دل بی‌دردی از داغ گزندی سوخته
  4. شمارهٔ ۱۲۵۶نه دیده مثل تو دیده نه کس نشان داده
  5. شمارهٔ ۱۲۵۷ساقیا، باده بدین مست دل افتاده مده
  6. شمارهٔ ۱۲۵۸جدایی از درت جانا بزهر آلوده تیرم به
  7. شمارهٔ ۱۲۵۹سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد ده
  8. شمارهٔ ۱۲۶۰تا ساقی گلهذار رفته
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.