پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۱

ماییم دل و دین بسر کار تو کرده

نقد دو جهان در سر بازار تو کرده

داد از که ستانیم مگر هم زلب تو

زانها که بما نرگس خونخوار تو کرده

ای کان مروت مکش اینخسته جگر را

امروز که جا سایه دیوار تو کرده

هم عاقبت ازبند فراقم برهاند

آنکسکه من خسته گرفتار تو کرده

رحمی بکن ایگل که بصد نازبر آرد

اهلی دل خود را که چنین خوار تو کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۳مدعی در جوش و ما بیهوش از آن نو گل شده
  2. شمارهٔ ۱۲۴۴خوش حالتی است پیش تو از می خوشان شده
  3. شمارهٔ ۱۲۴۵خوش آنکه بودمه من زباده مست شده
  4. شمارهٔ ۱۲۴۶چون شمع دل از داغ تو افروختنش به
  5. شمارهٔ ۱۲۴۷اگر چه عشق نکویان جراحتست همه
  6. شمارهٔ ۱۲۴۸تو به بزم عیش و نبود ره من در آن میانه
  7. شمارهٔ ۱۲۴۹خبرم شدست کانمه هوس شراب کرده
  8. شمارهٔ ۱۲۵۰رسید مست من از می به رخ گل افکنده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.