پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۳

مدعی در جوش و ما بیهوش از آن نو گل شده

بلبلان خاموش و مرغ هرزه گو بلبل شده

آفتاب من که سوزد برق حسنش خشک و تر

سبزه تر بین که گرد عارضش سنبل شده

در کمین صید دل از زلف و خال و چشم مست

فتنه ها دارد سرفتنه آن کاکل شده

دیگرانرا جزوییی گر سوخت برق حسن او

خرمن صاحبدلان بر باد جزو و کل شده

همنشین آسان نشد اهلی بدان سر و سهی

باغبان خون خورده عمری تا قرین گل شده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۵خوش آنکه بودمه من زباده مست شده
  2. شمارهٔ ۱۲۴۶چون شمع دل از داغ تو افروختنش به
  3. شمارهٔ ۱۲۴۷اگر چه عشق نکویان جراحتست همه
  4. شمارهٔ ۱۲۴۸تو به بزم عیش و نبود ره من در آن میانه
  5. شمارهٔ ۱۲۴۹خبرم شدست کانمه هوس شراب کرده
  6. شمارهٔ ۱۲۵۰رسید مست من از می به رخ گل افکنده
  7. شمارهٔ ۱۲۵۱ای مصور ز کف این تخته تعلیم بنه
  8. شمارهٔ ۱۲۵۲تنم که غرقه بخون اشک لاله گون کرده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.