پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۶

دل بکف میداشتم عمری نگاه از دست تو

ساعدت خواهی نخواهی برد آه از دست تو

پنجه کردم با تو بیرحم و زیان کردم از آن

گاه مینالم ز دست خویش و گاه از دست تو

سوختم از آه مردم مگذر ایسلطان حسن

زانکه می بینم سراسر دادخواه از دست تو

تا کی ای یوسف صفت چاه ذقن بنماییم

عاقبت خواهم فکندن دل بچاه از دست تو

در غم دل بسکه چون اهلی سیه سازم ورق

نامه اعمال خود بینم سیاه از دست تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۸ای مرا داغی به دل از لعل آتش رنگ تو
  2. شمارهٔ ۱۲۳۹مارا همین جواب سلام است کام ازو
  3. شمارهٔ ۱۲۴۰من بنده صبا که دهد عرض رای تو
  4. شمارهٔ ۱۲۴۱ماییم دل و دین بسر کار تو کرده
  5. شمارهٔ ۱۲۴۲زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زده
  6. شمارهٔ ۱۲۴۳مدعی در جوش و ما بیهوش از آن نو گل شده
  7. شمارهٔ ۱۲۴۴خوش حالتی است پیش تو از می خوشان شده
  8. شمارهٔ ۱۲۴۵خوش آنکه بودمه من زباده مست شده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.