پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۴

بسکه حیران گشته ام در جلوه رفتار ازو

خشک برجا مانده ام چون صورت دیوار ازو

او که از لب زنده سازد مرده را همچون مسیح

ضعف طالع بین که من چون مانده ام بیمار ازو

با چنین عزت که آن سلطان خوبان را بود

میبرد یوسف خجالت بر سر بازار ازو

قاصدم گفت آنپری در کشتنت گوید سخن

جان دهم صدبار اگر این بشنوم یکبار ازو

مرده را گر جان دهد اهلی نمیباشد عجب

معجز حسن است و من این دیده ام بسیار ازو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۶دل بکف میداشتم عمری نگاه از دست تو
  2. شمارهٔ ۱۲۳۷هر که آن گل پا نهد در دیده نمناک او
  3. شمارهٔ ۱۲۳۸ای مرا داغی به دل از لعل آتش رنگ تو
  4. شمارهٔ ۱۲۳۹مارا همین جواب سلام است کام ازو
  5. شمارهٔ ۱۲۴۰من بنده صبا که دهد عرض رای تو
  6. شمارهٔ ۱۲۴۱ماییم دل و دین بسر کار تو کرده
  7. شمارهٔ ۱۲۴۲زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زده
  8. شمارهٔ ۱۲۴۳مدعی در جوش و ما بیهوش از آن نو گل شده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.