پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۳

قدر ارباب وفا نیست بخاک در تو

بیوفایی و وفا قدر ندارد بر تو

گر ز ما جان طلبی از تو نداریم دریغ

جان و سر هر دو فشانیم بخاک در تو

درد می گرچه بزهر غم ما تریاک است

بایدش چاشنیی از لب چون شکر تو

میگذارم همه تن شمع صفت پیش تو لیک

روح می پروردم صحبت جان پرور تو

ای میت شیره جان نقل شرابت چکنم

که کباب جگر من نبود در خور تو

خسروا، گر ندهی جرعه جامی به فقیر

چه سفال می رندان و چه جام زر تو

آفتابی تو و یک ذره ز اهلی تا هست

نیست ممکن که بپوشد نظر از منظر تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۵بسکه سوزیم چو شمع از هوس محفل او
  2. شمارهٔ ۱۲۳۶دل بکف میداشتم عمری نگاه از دست تو
  3. شمارهٔ ۱۲۳۷هر که آن گل پا نهد در دیده نمناک او
  4. شمارهٔ ۱۲۳۸ای مرا داغی به دل از لعل آتش رنگ تو
  5. شمارهٔ ۱۲۳۹مارا همین جواب سلام است کام ازو
  6. شمارهٔ ۱۲۴۰من بنده صبا که دهد عرض رای تو
  7. شمارهٔ ۱۲۴۱ماییم دل و دین بسر کار تو کرده
  8. شمارهٔ ۱۲۴۲زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.