پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۲

مشتی مگسانیم سپند شکر تو

ما را بچه رانند رقیبان ز بر تو

از دیده بدل رفتی و نزدیک هلاکم

بازآ که بسی دور کشید این سفر تو

بفرست بمن بوی خود ای یوسف مصری

کز رشگ عزیزان ندهندم خبر تو

ایکعبه جان روی من از قبله بگردد

گر قبله حاجت بودم غیر در تو

هرچند که من پیرم و تو نخل جوانی

پیش آی که دستی بزنم در کمر تو

خورشید رخا، هستی خود باز ندیدم

تا ذره صفت دور شدم از نظر تو

اهلی چو نماند از غم او در جگرت آب

حیران لب خشکم و این چشم تر تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۴بسکه حیران گشته ام در جلوه رفتار ازو
  2. شمارهٔ ۱۲۳۵بسکه سوزیم چو شمع از هوس محفل او
  3. شمارهٔ ۱۲۳۶دل بکف میداشتم عمری نگاه از دست تو
  4. شمارهٔ ۱۲۳۷هر که آن گل پا نهد در دیده نمناک او
  5. شمارهٔ ۱۲۳۸ای مرا داغی به دل از لعل آتش رنگ تو
  6. شمارهٔ ۱۲۳۹مارا همین جواب سلام است کام ازو
  7. شمارهٔ ۱۲۴۰من بنده صبا که دهد عرض رای تو
  8. شمارهٔ ۱۲۴۱ماییم دل و دین بسر کار تو کرده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.