پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۸

سهل است نقد دین و دل گر صرف شد در کوی تو

زان‌ها که گوید جان من جان‌ها فدای روی تو

در بت‌پرستی کافرم در عشقبازی کج‌نظر

گر قبله جانم بود غیر از خم ابروی تو

ای نوغزال مشکبو جانم ز بویت تازه شد

گر زنده اند از جان کسان من زنده ام از بوی تو

هرچند از من میرمد آن آهوی چشم سیه

دزدیده می بیند مرا ای من سگ آهوی تو

خلقی ز حسرت مینهد سر بر سر زانوی خود

یارب که باشد کو نهد سر بر سر زانوی تو

ای آفتاب عاشقان باشد که باری بنگرم

شخص نزار خویشرا چون ماه نو پهلوی تو

اهلی که از عکس رخت روشن بود آیینه اش

نقشی نبندد در دلش جز صورت دلجوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۰بر نقش شیرین کوهکن گریید چشم زار او
  2. شمارهٔ ۱۲۳۱پیش پای خود ببین شاد از غم مردم مشو
  3. شمارهٔ ۱۲۳۲مشتی مگسانیم سپند شکر تو
  4. شمارهٔ ۱۲۳۳قدر ارباب وفا نیست بخاک در تو
  5. شمارهٔ ۱۲۳۴بسکه حیران گشته ام در جلوه رفتار ازو
  6. شمارهٔ ۱۲۳۵بسکه سوزیم چو شمع از هوس محفل او
  7. شمارهٔ ۱۲۳۶دل بکف میداشتم عمری نگاه از دست تو
  8. شمارهٔ ۱۲۳۷هر که آن گل پا نهد در دیده نمناک او
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.