پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۷

تا کی ز دهانش بود ایدل سخن تو

خاموش که حرفی نجهد از دهن تو

شیرین دهنا، چون همه وصل است ز خسرو

خود را بچه خرسند کند کوهکن تو

تا کفر سر زلف تو باقی بود ای بت

مشکل که مسلمان شود این برهمن تو

بر برگ گل از باد سحر قطره شبنم

سیماب شود گر نگرد سیم تن تو

هیهات که یعقوب رسد سوی تو یوسف

کو باد که بویی برد از پیرهن تو

اهلی کفنت لاله صفت هرکه شکافد

یابد جگر سوخته یی در کفن تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۹آن بزم عیش ساقی و جام شراب کو
  2. شمارهٔ ۱۲۳۰بر نقش شیرین کوهکن گریید چشم زار او
  3. شمارهٔ ۱۲۳۱پیش پای خود ببین شاد از غم مردم مشو
  4. شمارهٔ ۱۲۳۲مشتی مگسانیم سپند شکر تو
  5. شمارهٔ ۱۲۳۳قدر ارباب وفا نیست بخاک در تو
  6. شمارهٔ ۱۲۳۴بسکه حیران گشته ام در جلوه رفتار ازو
  7. شمارهٔ ۱۲۳۵بسکه سوزیم چو شمع از هوس محفل او
  8. شمارهٔ ۱۲۳۶دل بکف میداشتم عمری نگاه از دست تو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.