پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۳

از کفر و دین بری شده ام از برای تو

دنیا و آخرت همه کردم فدای تو

خواهم که خواب مرگ نبندد دو دیده ام

چندانکه چشم خود نگرم زیر پای تو

از خود تهیست لیک چو پر میکند نگه

حیرت برم ز صورت چین در سرای تو

دریوزه نمک ز تو شیرین لبان کنند

ای خسروان ملک ملاحت گدای تو

دانست کز کجاست مرا گریه های زار

در خنده هرکه دید لب جانفزای تو

ای آفتاب همدم هر تیره دل مشو

عیسی دمی است در خور نور و صفای تو

شد حلقه سگان درش جای راستان

اهلی برو که نیست درین حلقه جای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۵به وفای او که گرم کشد نکنم فغان ز جفای او
  2. شمارهٔ ۱۲۲۶تو آب خضری و ما تشنه عاشقان از تو
  3. شمارهٔ ۱۲۲۷تا کی ز دهانش بود ایدل سخن تو
  4. شمارهٔ ۱۲۲۸سهل است نقد دین و دل گر صرف شد در کوی تو
  5. شمارهٔ ۱۲۲۹آن بزم عیش ساقی و جام شراب کو
  6. شمارهٔ ۱۲۳۰بر نقش شیرین کوهکن گریید چشم زار او
  7. شمارهٔ ۱۲۳۱پیش پای خود ببین شاد از غم مردم مشو
  8. شمارهٔ ۱۲۳۲مشتی مگسانیم سپند شکر تو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.